شجریان، استاد آواز و موسیقی سنتی ایرانی ؛ بعد از سالها تحمل درد و رنج ناشی از بیماری، رخ در نقاب خاک کشید... خبر برای اهل موسیقی و دوستداران شعر و ادب و عاشقان هنر، بسیار تلخ، گزنده و شکننده بود.
مردم ایران و دوستداران شعر و ادب فارسی در دنیا با صدای اصیل شجریان با حافظ و سعدی و مولانا و خیام و عطار و باباطاهر و... آشنا شدند... اگر شجریان نبود بلاشک بسیار از اشعار این شاعران بزرگ بر عامه مردم ناآشنا می ماند. شجریان با انتخاب آگاهانه از میان اشعار و با تسلطی که بر دستگاه های موسیقی و ردیف های آوازی و همچنین بر سازها داشت رنگ و بویی فاخر و اصیل به ادب و موسیقی سنتی ایرانی داد.
از طرفی هم شخصیت کاریزماتیک او همراه با فروتنی و تواضع در برابر مردم و عزت نفس در برابر صاحبان قدرت و ثروت از ایشان شخصیتی ماندگار در برای تاریخ این سرزمین کهن ساخت و او را به اسطوره ای مبدل نمود که همراه مردمش بود و برای مردمش زیست و در میان مردمش آهنگ رحلت کرد.
صدای شجریان، صدای مردم ایران بود او هیچگاه خود را در قالب و قاب احزاب و دسته بندی های سیاسی قرار نداد و هنرش را در خدمت اهداف و اغراض خاصی قرار نداد و در مقاطع مختلف و در طول دهه ها با فراز و فرود ملت ایران همراه بود و برای مردم خواند و خود وی بارها و بارها به این موضوع، اذعان و به آن افتخار می نمود.
شجریان فردی عافیت طلب و خودخواه نبود او به راحتی می توانست در هر کشوری که اراده نماید، زندگی کند اما ترجیحش همراهی با مردم و دوستدارانش بود. همین خصایص اخلاقی و ویژگی های شخصیتی او ، او را در دل مردم جای داد.
چندروز بعد از فوت ایشان بارها و بارها در ذهن خود مسائلی را مرور کردم چند نکته از آنها را بیان و مابقی را در ذهن و دل خود به امانت وا می گذارم و نیک می دانم که این گفته ها و ناگفته ها بارها و بارها در ذهن دوستداران هنر مرور شده است:
شجریان چه بخواهیم و چه نخواهیم یک اسطوره ملی در عرصه موسیقی، آواز، هنر و ادب و ادبیات بود. بسیار بجا و ضروری بود که رسانه به اصطلاح ملی حداقل! (تأکید می کنم ... حداقل!) در روز فوت و روز خاکسپاری ایشان که از اخبار مهم عرصه ملی بود در بخش های خبری و در قالب برنامه های دیگر به این موضوع که اهمیت و ارزش خبری زیادی برای مردم ایران داشت، با اولویت، می پرداخت. بخش خبری ساعت 14 روز جمعه مورخ 18/مهر/99 خبر درگذشت (که عصر روز قبل واقع شده بود) و تشییع وی را در 27 مین دقیقه! این بخش خبری 45 دقیقه ای و در جایگاه خبر دهم آنهم در حد 30 ثانیه! پخش نمود. به اذعان اساتید و صاحبنظران علوم ارتباطات و رسانه ؛ این خبر چون ارزش خبری بالا و گستردگی، دربرگیری، مجاورت و شهرت را در برداشت، می بایست در جایگاه نخست این بخش خبری و سایر بخش های آن روز قرار می گرفت. چرا رسانه ملی با خواست ملی و عامه مردم، همراه نیست.
نکته تأسف بارتر از این موضوع، بی توجهی بسیاری از صاحب منصبان و متولیان فرهنگ و ادب و هنر این سرزمین به این موضوع و حداقل صادر نکردن پیام تسلیت بود!
بجز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تقریباً هیچکدام از دستگاه های عریض و طویل فرهنگی! که از بودجه عمومی ارتزاق می کنند، زحمت صدور پیام تسلیتی به خود ندادند. تأسف بارتر از همه، فرهنگستان زبان و ادب فارسی و فرهنگستان هنر که می بایست شجریان ها بر منصب آن مدیریت می کردند، بسیار وقیحانه از کنار این موضوع گذشته و وقعی ننهادند! کدامیک از حضرات صاحب منصب به اندازه شجریان به فرهنگ و هنر و ادب و موسیقی این سرزمین خدمت کرده که این طوری بی شرمانه از این موضوع، گذر ناجوانمردانه کردند؟
تاریخ این سرزمین کهن بسیار از این موارد مشابه به خود دیده اما همه آنها را ثبت و ضبط نموده و ما را از آن آگاه کرده و آیندگان را نیز از آنچه در حق استاد شجریان و امثال او رفت و خواهد رفت نیز باخبر می کند.
وقع نهادن یا ننهادن دستگاه ها و سازمان ها به یک فرد او را در چشم مردم، بزرگ یا حقیر نمی کند و چیزی بر شخصیت اصیل او نمی افزاید و از آن نمی کاهد، نکاتی که اشاره شد، فقط از باب رسالت این سازمان ها و توجه و احترام به خواست عمومی بود و الا اگر این مسائل برای شجریان ارزشمند و مهم بود، راه دیگری در پیش می گرفت.
آنها که شجریان را شناختند و درک کردند، آهسته از کنار این موضوع گذر نکردند ولو با حزنی در دل...
زخمی نشست بر تن "ایران" ز دوریت
ای هرچه رنج ملت گریان، صدای تو
رفتی اگر، مگر که نبودت چنین قرار
خوانیم باز "مرغ سحر" با" نوا"ی تو
🔁ارتباط با من: @y_jaafari
🔀(اگر می پسندید، با دیگران به اشتراک بگذارید)
t.me/yousef_jaafari